برچسب: نویسنده: بردیا قاسمیپور تاريخ: پنجشنبه 2 خرداد 1398 ساعت: 23:50
خیلی خوب بود.
:)
برچسب: نویسنده: بردیا قاسمیپور تاريخ: پنجشنبه 2 خرداد 1398 ساعت: 23:50


برچسب: نویسنده: بردیا قاسمیپور تاريخ: پنجشنبه 2 خرداد 1398 ساعت: 23:50
با مدعی اسرار عشق و مستی را نمی گوید. سخت است اما سهل می گیرد. جاهایی ممکن است گوشت تلخ به نظر برسد، اما حرف دیگران به هیچ چیزش نیست. ادارک بصری بالایی دارد اما ظاهربین نیست.
ترسو هست و نیست. باهوش هست و نیست. قوی هست و نیست. گرگ و میش است. معماست. در عشقبازی ماهر و پیش بینی ناپذیر است. ضعیف کُش نیست. غول کُش است.
داد نمیزند. سکوت را بلد است. کلمه را بلد است. نقش مقصود را از کارگاه هستی خوانده است.
برچسب: نویسنده: بردیا قاسمیپور تاريخ: پنجشنبه 2 خرداد 1398 ساعت: 23:50
برچسب: نویسنده: بردیا قاسمیپور تاريخ: پنجشنبه 2 خرداد 1398 ساعت: 23:50
هر وقت که احساس کردی دور و برت رو گُه گرفته به خودت امیدوار باش. تو هنوز این درک رو داری که بین خودت و دور و برت تمیز قائل شی. پس دنبال روزنه باش که بزنی به چاک.
برچسب: نویسنده: بردیا قاسمیپور تاريخ: پنجشنبه 2 خرداد 1398 ساعت: 23:50
یه تصوری که همیشه از بهشت داشتم این بود که "حبیب محبیان" ته یه جنگل تو خط افق وایساده. یه پاشو تکیه کرده برای گیتارش و میخونه... خورشید پشتشه و کلا نوره. انگار که اون پشت جای بهتری هست.. تقریبا مطمئنم اگه بهشتی وجود داشته باشه صدای حبیب دائم توش پخش میشه.
برچسب: نویسنده: بردیا قاسمیپور تاريخ: پنجشنبه 2 خرداد 1398 ساعت: 23:50
برچسب: نویسنده: بردیا قاسمیپور تاريخ: پنجشنبه 2 خرداد 1398 ساعت: 23:50
ماها چرا ناخودآگاه شبیه کسایی میشیم که دوستشان داریم؟!
برچسب: نویسنده: بردیا قاسمیپور تاريخ: پنجشنبه 2 خرداد 1398 ساعت: 23:50
برچسب: نویسنده: بردیا قاسمیپور تاريخ: پنجشنبه 2 خرداد 1398 ساعت: 23:50